الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

206

الغدير ( فارسي )

شب اسير . - به زير لب زمزمه كردند : بخاطر روى خدايتان طعام بخشيم ، در پاداش ، نه دعاى خير خواهيم و نى تشكر و معذرت . - از آنكه بيمناكيم و از خداى بپرهيزيم . از ترس آن روز كه چهرهء كريه و دژم دارد . - بدين لحاظ ، از شر رستاخيز در امان شدند ، و هم چهرهء خرم و مسرور ، بپاداش گرفتند . - پروردگارشان در برابر صبر و شكيبائى ، باغستانهاى بهشت عدن بخشيد ، جامه‌هاى ديبا و حرير . - از رود سلسبيل جامى نوشاند ، كه چون برگيرند ، به جوش و خروش آيد . - جام دگر از شراب ناب ، در پوشى از مشك و عبير ، آميخته بكافور . - جامها و پياله‌ها از نقرهء خالص ، در اندازه‌هاى مختلف . - بر دست پسران خدمتكار چرخان ، كز سپيدى و رخشندگى چون در غلتان . * و باز هم در همين معنى گفته : - هل أتى فيهم تنزل فيها فضلهم محكما و فى السورات - « هل أتى » در شأن اين خاندان نزول گرفت ، در آن سوره فضل و منقبت آنان استوار گشت . و هم در ساير آيات قرآن . - طعام سفرهء خود به فقير بخشند و هم يتيم و اسير دربند . - بخاطر روى خدا طعام خود بشما بخشيم . نى باميد پاداش دنيا . - ازين ره خدايشان بهشت جاويد بخشيد ، با حوريان خدمتكار . * ملك صالح ، در يكى از قصائد خود ، سرودهء مشهور دعبل خزاعى را باستقبال رفته كه مىگويد : - مدارس آيات خلت من تلاوة و منزل وحى مقفر العرصات * قصيدهء ملك صالح چنين شروع شده است : ألائم دع لومى على صبواتى فمافات يمحوه الَّذى هوآت و ما جزعى من سيّئات تقدّمت ذهابا اذا اتبعتها حسنات